عشق

 
آیت...
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۳
 

من عاشق ترین امیر سرزمین بی هم نفس ام

و تو ؛

معجزه ی این روزگار بی نور و پری !

با تو

به بوی خوش خدا

علاقه

آرزو

به آدمی می رسم

وقتی در تاریکی مطلق چون ستاره می درخشی !!!


 
 
لا مکان
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٤
 
سفر سایه دیوار چراغ خواب ؛بیدار قهوه قلم واژه شعر؛ پاره پاره لحظه هایی در زندگی هست که هیچ چیز جای خودش نیست ! ساده بگویمت؛دل توی دل نیست بی تو !!!
 
 
خواب آرزو
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢
 

حالا می فهمم

دلیل این همه راهی که به خواب می بینم از کجاست ؟!

شروع دوباره ی حس بودن

آسمان پر از اشاره

شعر ناب پر از واژه و پری ...

:

تو


 
 
میهمانی واژها!!!
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٥
 

هنوز هم وقتی هوا تاریک می شود

می گویند: شب است !

حالا بماند دست که به نور و نان خواهد رسید؟

اتفاق خاصی نیفتاده

فقط

گاهی

 واژه ها می آیند میهمانی من و خیال

و

جا خوش می کنند کنار عشق و  همیشه 

 غربت دائم سکوت و انتظار

 بالاخره

یک جایی نزدیک همین طلوع بی خواهش خواهد شکست

می دانم .


 
 
نَقل واژه
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱۸
 

می گفتی:

"با تو بودن

و

 حتی بی تو بودن را

با هیچ کس قسمت نکرده

نمی کنم

نخواهم کرد"

می گویم:

نبودن

تنها چاره بی تو بودن!

میبینی؟

زبان واژه کوتاه است

تو شاعر باش!!!

 


 
 
آواز من...
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٢
 

 اینجا منم

عاصی

زخمی

اما امیدوار !

خیالم گره خورده به نگاهت

هول میزنم بی تو !

ساز مرا بزن

آواز مرا بخوان ...


 
 
بهترین راه
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧
 

چاره ای نیست

پیر شده ام دیگر

می دانم

 پشت همین دیوار بلند سکوت و انتظار

فریاد خاموش هزار آسمان نهفته است

حالا

 چشمهایم را به راه

دل به دریا

و

خیالم را به باد می سپارم !

تنها امیدم همین سه حرف :

" عین، شین ، قاف "

و بس !

خاطرت آسوده

بهترین راه همین کوچه نا بن بست امید و آرزوست .

 

 


 
 
آش - تی
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱۸
 

پرسیدم ؛

 با من  چه کردی ؟

گفتی :

فقط قدری عاشق شدم 

همین !

و تو بهترین طعم هستی را به من چشاندی

آش - تی  با عشق

!!!

 


 
 
حال من بی تو ...
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱
 

این هم از احوال این روز های من

 حرفی برای گفتن ندارم !

حسی غریب امانم را بریده !

در گوشه های دنج خیال

فرشته ای می جوید دل تنگم !!!


 
 
گم گشته ...
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٦
 

گم می شوم

در بیغوله های ناتمام بی قراری ام

و تنها چراغ روشن این راه

قلبم 

خاموشی ندارد

 هرگز !

ببین

از هر راهی که می روم به تو میرسم

در تمام بن بست ها !

ای سرزمین وهم انگیز خاطرات همیشه روشن

همیشه با من بمان

...

 


 
 
دوراهی
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٧
 

می سوزم در شعله های این حس غریب

و

آرامش

آرزوی نایاب این احساس ناب

مانده ام بر دو راهی !

آرامش یا عشق ؟!

باشد ...

سهم من سوختن

و

آرامش در کنار آتش این عشق

 نصیب تو !!!


 
 
بمان ...
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٠
 

دلم گرفته است

عجیب

از این روزگار

از این همه هیچ !

...

وقتی فریاد های بی کس ام را هیچ کس نمی شنود

وقتی کر می شوم از این همه سکوت

وقتی آینه هم دروغ می گوید سادگی را

وقتی این همه سیر می شوم از بودن

و وقتی

بال این پرستو بسته می شود به نگاهی

ساده و بی ریا

بمان

قدری نزدیکتر بیا

امیدی باش بی کسی های این

مهاجر بال شکسته را


 
 
دلتنگی
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳
 

از پزشک کاری ساخته نیست !

دلتنگی که از راه میرسد

نفس هایم به شماره می افتد !!!

 

 

 

 


 
 
عاشق پیشه ...
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٩
 

شعر ؟!

کدام شعر ؟

دست خطم؛

 حاصل خام دستی های جوانانه ام که شعر نمی شود !

اما عشق ؛

چرا ، می شود !

عاشقی پیشه من است !!!


 
 
خداوند تورا آفرید ...
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٤
 

و

خداوند تورا آفرید تا دست خوش عشق من شوی !

حالا

تو خود عشق شدی

جاری در کویر قلبم

تا

سیراب کنی سرزمینی را که فاتحش بودی !!!


 
 
به دنبال یک راه حل !!!
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٢
 

فکر میکنم

فکر میکنم

و باز هم فکر ... !

با کدام دانش می توان راهی برای خنثی کردن این واکنش احساسی پیدا کرد ؟!

دلشوره ی نداشتن عشق تو !!!


 
 
دل بستن !!!
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٩
 

دل به چشمهای تو می بندم

به گره هایم شک نکن

بهترین نوع ملوانی است

سونامی هم حریفشان نمی شود !

همین یک نگاه را با من باشی کافیست

فقط

"دوستم داشته باش "

همین !!!


 
 
دل کندن یعنی ...
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٦
 

دل کندن یعنی :

دل خوشی باطل عاشقی دل باخته

برای

رهایی از دل شوره ی عشقی ناخواسته !

چه خیال باطلی !

همه فکر می کنند بیچاره فرهاد کوه کن بود !!!


 
 
عمیق ترین نقطه ی دنیا
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۳
 

آهای

رفقای این حوالی

 سلام

این منم

کاشف عمیق ترین نقطه ی دنیا

نقطه ای در اقیانوس متلاطم چشم های یک عاشق !!!


 
 
همه ما زاده شدیم تا ...
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۱
 

تو بگو آیا

پرنده بی پرواز دیده ای؟

یا ستاره بی چشمک؟

تو آیا هیچ

شاعر بی ترانه دیده ای؟

یا بهار بی شکوفه؟

تو هرگز

دریا بی طوفان دیده ای آیا ؟

 یا رود نخوروشان؟!

تو بگو

کدام قناری را سراغ داری که فریاد نزده باشد عشق را؟

یا کدام ابری که تر نکرده باشد رویای شیشه ای تو را؟

این همه عشق

به پرواز و تابیدن و سرودن و زیبایی و  جوشیدن

این همه عشق

به خواندن وبخشیدن و عشق و عشق و عشق

پس

بیا و باور کن

همه ما زاده شدیم تا عاشق شویم

همین!!!

*‌‌     *     *     *     *

پ ن : این رو الهام گرفتم از نظر دوست خوبم (لبخند زندگی)www.labkhandezendegi.com

پ ن :دوستی میگفت "عشق دادم عشق دادی عشق داد"راست می گفت.


 
 
عشق حفاظت شده!
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٠
 

عجیب نیست

باور کن برکت این عشق را

به اعتبار نهالی که در کویر دلم کاشتی !

قلبم :

سرزمینی که فاتحش بودی

یکی از مناطق تحت حفاظت محیط زیست شده!!!

 


 
 
این هم شعری عاشقانه
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۸
 

بس است این قرار بی قراری

بگذار برایت شعری عاشقانه بخوانم!

دوستم داشته باش

    دوستم داشته باش

          دوستم داشته باش

بخند

می دانم

این که شعر نمی شود!

اما...

باز هم دوستم داشته باش!!!


 
 
هنر دنیای مدرن
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٧
 

چقدر زیباست هنر دنیای مدرن!

تصویری از بهترین لحظات ما به وسیله ی

دوربین های کنترل سرعت!

وقتی

در پیج های تند فاصله ی من و تو به صفر میرسد!!!


 
 
صدای قلبم
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٤
 

هیچ حرفی ندارم!

وقتی به چشمهای تو خیره می شوم

وقتی سکوت میکنم

 و وقتی پاکت پیام را خالی می فرستم

پیوسته تلاش می کنم تا فریاد دوستت دارم قلبم را بشنوی!!!


 
 
باور
نویسنده : آرش عیسی زاده arash iesazade - ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳
 

به توانایی هایم شک نکن!

اما

این یکی از عهده من خارج است!

جدایی

هرگز کار من نیست

باور کن.


 
 
← صفحه بعد